أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
135
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
412 ( يادداشت 3 ) ، 582 ( يادداشت 3 ) به چشم مىخورد . اما چون دستنويس ترجمهء فارسى از اين لحاظ دقيقتر است ، مىتوان حدس زد كه دستنويس الف ترتيب اوليهء عنوانها را نمىرساند و نادرستى موجود در آن ، برخاسته از نسخهبرداران است . با وجود اين ، ترتيب استقرار عنوانها را به همان صورتى كه در دستنويس الف است ، بدون تغيير آوردهايم و تمام تفاوتها با دستنويس فارسى را در يادداشتها متذكر شدهايم . نادرستىهاى دستنويس نسخهء اصلى عربى صيدنه بههيچوجه به نواقص « ترتيب ظاهرى » اشاره شده در بالا محدود نمىشود - متن چنان آسيب ديده كه به نقد متنشناسى دقيق و جدى نياز دارد . براى اين منظور ابتدا متن عربى را با ترجمهء فارسى مقابله كرديم ، لكن با اين كار توانستيم فقط بخش نسبتا اندكى از جاهاى نادرست و قابل ترديد در نسخهء الف را روشن و اصلاح كنيم كه عبارت است از : در شمارهء 72 ( اظفار الطيب ) اين جمله ديده مىشود : التى منها منتن الرائحة و فى مشويه شمة من رائحة العنبر « 629 » كه در ترجمهء فارسى آمده است : « آنچه خام بود از او بوى كريه دارد » و ما نيز بر اين اساس آن را به صورت « النّىّ منها » اصلاح كرديم كه با بافت متن به خوبى توافق دارد . در شمارهء 175 : « [ بزغند ] يقوم مقام القرظ فى الدفع » بىمعناست و بايد « . . . فى الدّبغ » خوانده شود زيرا در فارسى آمده است : « او را در دباغت پوست حيوانات به كار برند » . در شمارهء 190 « بهرام حلبر » نوشته شده كه مفهوم نيست اما از روى « بهرامج دشتى » ( بهرامج وحشى ) نسخهء فارسى ، آن را « بهرامج البر » مىخوانيم كه ديگر منابع ( ابو حنيفه ، ص 421 و لسان العرب ، جلد نهم ، ص 128 ) تأييد مىكنند . در شمارهء 505 بهجاى « خرقة » ( تكه پارچه ) بايد « خزفة » ( سفالپاره ) خوانده شود كه در نسخهء فارسى نيز همينگونه نوشته شده است . نيز نگاه كنيد به شمارهء 430 ، يادداشت 2 . در شمارهء 507 جملهء « على جنين الايل » بايد خواند « على جبين الايل » ؛ زيرا در نسخهء ( 629 ) . مهيرهوف اين جمله را چنين ترجمه كرده است : آنچه بوى متعفن دارد اگر بريان شود ، بوى خوش عنبر دهد .